تبليغاتX
چگونه . . .
چگونه می شود عاشق بود و عاشق ماند

ما به هم گره خوردیم با حلقه هایی که در دستانمان می درخشد

روزی که دلم لرزید می دانستم عاقبتی در کار است

من تو را با همه ی تو خواستم

نه  خیالت

نه  رویایت

من همه ی همه ی تو را خواستم

و تا مالک تمام تو شوم

فقط دو روز راه است...

برای من می شوی

+ نوشته شده در  28 Oct 2009ساعت   توسط ما | 


صبحی می دمد.امروز خورشید براق تر از همیشه هاست

صبحی می دمد و امروز تمام آسمان پر از دانه های آبی ست.آسمان مثل دریاست

صبحی دمیده. چلچله ها در گوش درختها چه زمزمه می کنند؟

نسیم در گوش همه ی خواب ها و بیدارها می خواند...

دستهای آفتاب می لغزد روی صورتم

خدا می خواند: و امروز به تو هدیه ای خواهم داد!

 

و روز می شود.و امروز می شود.

هدیه ی من : تولد زیبایت مبارک

تو را خدایی به من داد که همه ی بهترین ها آفریده ی اوست.

و تو ای  بهترینِ بهترین من: آغاز تو، ابتدای عاشقی های من است

پیش از تو هیچ نداشتم و پس از تو هیچ نمی خواهم جز تو...

 

در سایه ی نگاه تو، میان قلعه ی آغوشت، امن ترین نقطه ی کهکشانها را دارم.

شروع تو،شروع خوشبختی های من است.

شروع تو بر دنیا مبارک باد.

 

مهربان پروردگارم ،مهربانی به من هدیه داد و من همه ی مهرم را به پای او می ریزم.

محمدم، همدم و همزبان عاشق پیشه ی من:

.می خواهمت.

قهرمان همیشگی داستان زندگی ام، همسر نازنینم:

دوستت دارم

 آغازت مبارک

( دوس داشتم کلی عکس واست بذارم اما بلاگفا اجازه نداد !   )


+ نوشته شده در  25 Jun 2009ساعت   توسط ما | 

شب که جوی ِ نقریه ی ِ مهتاب
بی کران ِ دشت را دریاچه می‌سازد،
من شراع ِ زورق ِ اندیشه‌ام را می‌گشایم در مسیر ِ باد


شب که آوائی نمی‌آید
از درون ِ خامُش ِ نی‌زارهای ِ آب‌گیر ِ ژرف،
من امید ِ روشن‌ام را هم‌چو تیغ ِ آفتابی می‌سرایم شاد.



شب که می خواند کسی نومید
من ز راه ِ دور دارم چشم
با لب ِ سوزان ِ خورشیدی که بام ِ خانه‌ی ِ همسایه‌ام را گرم می‌بوسد


شب که می‌ماسد غمی در باغ
من ز راه ِ گوش می‌پایم

سُرفه‌های ِ مرگ را در ناله ی ِ زنجیر ِ دستان‌ام که می‌پوسد!

سا قیا ؛ بر خیز و درده ؛ جام را

                        خاک بر سر کن ؛ غم ایام را

صبر کن حافظ به سختی ؛ روز وشب

                           عاقبت روزی بیابی کام را ...

 

 احساس تنهایی میکنم ...

حال ندارم بنویسم ...

+ نوشته شده در  11 Mar 2009ساعت   توسط ما | 
سلام - خوب آدم گاهی وقتا دلش میگیره - مثل من - مثل امروز - خوب دست خود آدم نیست که - دله میگیره !
وقتی هم میگیره نمیشه کارش کرد ، باید باهاش کنار بیای ،

لابد میپرسین چی شد که این طور شده - خوب خودم هم درست نمیدنم ، گاهی وقتی واسه چیزی برنامه ریزی میکنید و با امید منتظر می مونید که وقتش برسه ، بعد تو دلتون از این انتظار کشیدن قند آب میشه و دلتون غنج میره و میفهمیدن که آره شمام اهلی شدین و از اهلی شدنتون لذت میبرین، حالا اگه یهو این برنامه به هم بخوره فکر کنم آدم یه طوری میشه - یعنی دوست داره بشینه و بره تو خودش و سکوت کنه و بذاره زمان بگذره تا همه چیز به خودی خود درست بشه ، البته مطمئنی چیزی جز تو یا چیزی در تو خراب نشده ، زمین می چرخه و آسمون آبیه و هنوز اشک شوره و بساط زندگی هنوز به راهه - نگران نشید چند ساعت دیگه حالم بهتر میشه !

حالا که حالم گرفته - دوست ندارم بگم حالم گرفته به جاش میگم اونقد شاداب نیستم از یه آهنگی خیلی خوشم اومد. یه آهنگ که زنگ صدای خوانندش برام جالب بود و همچنین شعرش !!! آهنگ قدیمی از یه گروه راک قدیمی به اسم Rare Bird ، جالب اینجاست که این گروه تو گروهشون نوازنده گیتار نداشتن اسم آهنگشون هم هست Sympathy به معنی هم دردی !،

آهنگ رو میتونید از اینجا دانلود کنید.

نه این که زبانم خوب باشه ها نه - از بس گوش دادم دیگه برام ساده شد (فکر کنم به 20 باری گوش کردم ).

شعرش رو از خودم مینویسم امیدوارم که درست باشه

when you climb
into your bed tonight
And when you lock...
of the door
Just think of those
out in the cold and dark
cause theres not enough love to go round

And sympathy
is what we need my friend
And sympathy
is what we need
And sympathy
is what we need my friend
cause theres not enough love to go round

[Other]

Now half the world

hits the other half
And half the world
has all the food
And half the world
cause theres not enough love to go round

+ نوشته شده در  24 Jan 2009ساعت   توسط ما | 


سلام به همه دوستان خوبم ! ، خوش اومدین - قدم رنجه فرمودید!

امروز تولده - تولده بهترین بهترینم ! ؛ تولد کسی که به اندازه جونم دوستش دارم ، این جشن تولد هم به افتخار اون گرفتم ، به افتخار عاطفه خانوم خودم


حالا همه با هم دس ، دس ،


حالا همه هم صدا با من همراهی کنید

تولد - تولد - تولدت مبارک

ایشالا صد صال زنده باشی

دوستان حالا اول کیک یا این که اول من سخن رانی کنم ؟!

- اول کیک - کیک

خوب حالا میرسیم دیگه به نطق من - این در واقع اولین تولده عاطفه خانومه که من کنارشم و ما دوتا هم رو داریم پس این تولده گلم یه تولدمعمولی نیست در واقه یه تولده خاصه اونم خیلی خاص عاطفه این قطعه رو تقدیم میکنم به تو

به مناسبت روز تولدت!

روز تولد تو ستاره ها آبي ميشن

پرنده ها شعر مي خونن با گلا هم بازي مي شن

روز تولد تو زمين پراز شادي مي شه

ستاره ها نور مي پاشن رودخونه مهتابي مي شه

روزتولد تو ميام كنارت مي شينم

از گلشن پاك چشات سبد سبد گل مي چينم

روز تولد تو پرنده ها جون مي گيرن

از قفس آزاد مي شن و با نگات آروم مي گيرن

روزتولد تو درختچه ها گل مي كنن

واسه گذشتن از چشات برگاشونو پل مي كنن

روز تولد تو خيابونا خاكي مي شن

چشات رو آينه ي دلم مي مونن‌ حكاكي مي شن

روز تولد تو پرستوها ميان خونه

تودنيا هيچكي مثل من قدر تورو نمي دونه

روزتولد تو فرشته ها بال مي گيرن

اگه نموني پيششون از دوريه تو مي ميرن

روز تولد تو نسيم عاشقونه هاست

تو نيستي و بدون تو دلم پراز بهونه هاست

روز تولد تو پراز عشق و حرارت

مي خوام بگم گل من: تولدت مبارك



بله اینم از گروه موسیقی





نیخواین به افتخارمون دست بزنین !



حالا همه با هم هیپ - هیپ هورا

اول آهنگ تولد مبارکی که خیلی دوستش دارم

دانلود کنید


اینم یه آهنگ واسه آذری زبونا

دانلود کنید


گـل نـازمـهـربـون ،تـولـدت مبـــــارک
عسل شیرین زبون ،تولـدت مبــــارک
گـل گلدون مـنی خـوب مـیـدونـــــی
آره پــاره تـنـی خــوب مـیـدونـــــــی


تــو روز تــولــــدت چــه نـــاز شـدی

مثل شـب بـو مـثـل سـروناز شـدی
دوست دارم که این شب رویایی رو

واســه تـو جـشـن مفـصـل بـگـیـرم

بـه همـه مـهمـونـامـون بــگـم بـیـان

تــو رو روی دسـتـهــا بــالابــگـیــرن

هـدیـه تـــولـــــدت یه گـل مــیــدم

نـه ،خودت گلی بگوپس چی بدم؟


آخـه هـر چـی کـه بـدم بـی دوومه
دو سـه روز بـیـشـتـر برات نمیمونه

قـلبـمـو بـدم کـه هـر روز مـیـتپه ؟!
واسـه دیـدنـت تـوی تــاب و تـبـه !


قـلـب مـن گرچه تو سینـه ی مـنـه

ولــی دائــم واسـه ی تــو مـیـزنــه

کـاش مـیـشد وقـتـی بـدنیا اومدی
وقـتـی کـه بـی نـشونو نام اومدی


کاشکی وقتی اومدی پیشت بودم
اولـیـن نـفـر تـو دیـده هـات بــــودم
هـنـوزم دیـرنـشـده پــا بـه پــاتــــم
تــوی غـصـه تـوی شـادی بـاهـاتـم


زنـدگـیـمـو بـا تـو رنـگـیـن مـیـکـنـم
بین گلها تو رو دست چیـن مـیکنـم


حالام اگه نوبتی باشه میرسیم به نوبت کادو ها اول خودم

امیدوارم که خوشت بیاد گلم

تقدیم با عشق


حالا کادو تولد - اگه گفتین

آفرین سایه خانومه

بابا چرا زحمت کشیدی !

چرا کم کشیدی


بچه ها از همتون تشکر میکنم که قدم رنجه فرمودید و مجلس ما رو گرم کردید




+ نوشته شده در  10 Dec 2008ساعت   توسط ما | 

گفت سلام ، موج خستگی وجودش پر میکشید ، جواب آماد که علیک سلام ، حال حضرت عالی خوب هست و خسته نباشید ، در جوابی تلخ آمد که یعنی چی ؟!، مثل همیشه .... ، گاهی خسته ام ، تنها باش! ، میرم که بخوابم!



عاطفه:

املوز دوست بابای شیلا با خانومش اومده بودن خونه شیلا اینا...چون میخواستن بلن دوکتل، بچه هاشونو خونه شیلا اینا گوذاشتن...بچه هاشون دو قولو بودن...دو تا نی نی یه ساله ی کوشولو که لو چال دستو پا لا میلفتن...انقد نااااز بودن... میدونین دو قولو یهنی چی...؟! دوقولو یهنی دو تا نینی که داداش باشن و لباساشون هم شبیه هم باشه...! من به شیلا گوفتم نینی هالو بیاله خونه ما تا با اسباب بازی های من بازی کونن...بابا هم گوفت فقط تولو خودا اول پوشکشون کنید بهد بیالیدشون...بالندگی هیچگاه خبل نمیکند...!

کامی که باز دیده بود دل خونه ما بازه عین بوز سلشو انداخته بود پایین و اومده بود تو ...از همون اول هی نینی ها لو مینداخت به جون هم ومیگوفت: یالا دهوا کونین با هم...یالا همدیگه لو بزنین...! هر چه قد هم شیلا میگوفت ولشون کون بازم ول کون نبود...بهد بابا اومد گوششو گلفت و گوفت: " تو همه جا باید خوی وحشیگلیتو نشون بدی...مثه بچه آدم میشینی یا بفلسمت بلی خونتون...؟!"بهد کامی دیگه آلوم شد..!

عمو مانی که خونه ما بود یکی از نینی هالو بقل کرد و گوفت: عجب گل پسلی...بگو عمو مانی... بگو عمو مانی...! ولی نینیه هیچی نگوفت...بهدعمو مانی گوفت: اینکه حلف نمیزنه...نکنه لو سایلنت باشه...! شیلا گوفت چلااااا... الان حلف میزنه...بگو عمو مااااانی...! بهد نینیه یه دفه یه آلوغ زد...بابا گفت : دتس ایت ...تلجمه ی همین میشه عمو مانی...! بهد عمو مانی نینی رو گوذاشت زمین و دید لباسش خیسه...بهد داد زد گوفت: مگه این پوشک نبوووووووود...؟! بابا گوفت: پوشکه خو! نم پس میده...ایزوگام که نیست...!

بهدگوفت: این یکی که خودشو لو مانی جون تخلیه کلد...عخل سلیم دستول میده که زود اون لنگه لو هم ببلین دسشویی...! بهد شیلا اون یکی قولو لو بلد دسشویی...شلوالشو کشید پایین...بهد چند دیقه وایساد و نیگاش کلد ...منم خواسم بلم نیگا کنم که شیلا گوفت عاطی تو بیلون باش تا نینی جیش کونه و بیاد...! بهد از جیش، نینی ها لو ول کلدیم تا تو خونه بازی کونن...بهد یه دفه دو تاشون لفتن طلف خلسی که رو کاناپه نشسته بود و داشت لوزنامه میخوند...یکشون دماغشو گاز گلفت و یکیشونم پاشو...ولی خلسی دلدش نگلفت چون که علوسک بود...ولی گوفت: بازم بلین تو لوزنامه هاتون بنویسین خلسا به آدما حمله میکونن...!

شب موقه ی خواب من از بابا پلسیدم: بابا...من چلا دوقولو نشدم...؟! بابا یه خولده فک کلد...بهد گوفت: چون عاطفه یه دونه اش خوبه !...عاطفه باید یکی باشه یه دونه...اونم واسه نمونه...واسه پشت ویتلین...! بهد چلاق اتاقمو خاموش کلد و لفت... من خیلی خوشحالم که دوقولو نشدم... چون که اونوخت دو دونه میشودم و  نمی تونستم بلم پوشت ویتلین ...!!!


--------------------------- دلم گرفته ******
+ نوشته شده در  4 Nov 2008ساعت   توسط ما | 
زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت..


ولی من
MI AMAS VIN
VIN DE KORO
VIN ANIMI MI
MI KORO PULSO POR EN 
+ نوشته شده در  18 Sep 2008ساعت   توسط ما | 
فکر کردم اگه یه روز به چشمام خیره بشی و ازم بپرسی چند تا دوست دارم چی بگم؟!
اول گفتم میگم 10 تا دوست دارم چون بچه ها فقط تا ده می تونن بشمارن ، ته عدیدی که بلدن 10 ، ما ده تا انگشت داریم، ولی نه وقتی بزرگتر میشنم ما میتونیم بیشتر بشموریم، پس ده تا کمه واسه دوست داشتن تو می خیلی بیشتر از ده تا تو رو دوست دارم - میخوام یه چیزی بگم که هیچوقت شیمون نشم که چرا بیشتر نگفتم ، خیلی با خودم فکر میکنم - دستام رو باز کنم و بگم این هوار تا ، ولی نه - اگه پیر بشم و خمیده اگه دوباره ازم بپرسی نمیتونم اون قدار دستام رو باز کنم !!!
بگم قد تمام ستاره های آسمون - ولی اگه روز که هوا ابری بود اون موقه چی - نمیشه ستاره ها رو دید
با خوردم فکر میکنم - من چقد تو را دوست دارم - وسعت کدام عدد کدام جسم - کدام خیال - کدام واژه به اندازه وسعت دوست داشتن توست ؟!
دوستت دارم به اندازه .....
این بار که بپرسی چقد دوست دارم خواهم گفت یکی
میدونی ثابت ترین و قویترین عددی که بلدم همین عدد یک هستش
آخه قشنگترین و زیبا ترین جیزها تو دنیا یکی هستن
ماه یکیه
خورشید یکیه
زمین یکیه
مادر یکیه
پدر یکیه
خدا هم یکیه
توام یکی هستی
تکی واسم

+ نوشته شده در  12 Sep 2008ساعت   توسط ما | 
یادش بخیر آن دستان کوچک و آرزو های کوچک و فکر های بچگانه !

گاهی دلم تنگ میشود!

برای سنگ زدن به جمع پرندگان

برای دویدن میان پارکی پاییز زده

برای گریه کردن - بی بهانه خواسته شدن

خیلی ها دلشون تنگ میشه - برای بچه شدن و بچه بودن

دوست دارم مثل بچه ها باشیم با هم - بی ریا - پاک و صادق و رو راست

تا حالا دیدی بچه ای گریه کنه ! خوب معلومه دیگه همه دیدن اما دقت کردی که چه زود ساکت میشن ! فرموش میکنن و از خاطر می برن ! آره از خاطر می برن - چیزای بد رو که نباید همیشه همراه خودمون این برو اون بر ببریم - واسه همه دلخوری پیش میاد ولی دوست دارم دلخوری اگه قراره پیش بیاد بین ما - مثل بچه ها زود از یاد ببریم که نشه کینه و نشینه تو دلمون-

دلای ما صافه و زلاله مثله برکه مثل رود

گلش نکنیم با خاکستر درد !

وقتی با تو و کنار توام حس میکنم که تمام اون چیزایی که از خدا میخواستم رو دارم - حس ارامش - حس عشق - حس امنیت - حس خوشبختی - حس دوست داشتن - دوست داشته شدن و....

واسه داشتنت روزی هزار بار خدا رو شکر کنم بازم کمه - یادم میاد به بچگیم وقتی چیزی رو میخواسم و به دستش میآوردم اینقده خوب نگهش میداشتم که نکنه خدایی نکرده طوریش بشه - حالا که تو رو دارم نمیخام اصلا اصلا ازم ناراحت بشی غصت بشه. همیشه دوست داشتم که دوست داشته بشم و اینو الان با تو کنار تو دارم!. میخوام بگم و داد بزنم mi amas vinمیخوام بدونی که من از

 داشتن تو چه حس خوبی دارم از با تو بودن کنار تو بودن . میدونم که نمیتونم تو کلامات بیان کنم که چقد دوستت دارم میدنم که نمیشه عشقم رو با ۳۲ حرف داد بزنم من به دنبال کلمات جدید و واژه های نو میگردم که بگم چقدر دوستت دارم که بگم چقد از با تو بودنم خوشحالم که بگم من چقد خوشبختم وقتی تو کنارم هستی!

این شعر رو که خودم ابداع کردم دو دستی به تو تقدیم میکنم- بهترین بهترینم

 

mi amas vin!
vin Loĝ en mia hert
kaj mi kiso vi ĉiutaga
kiam Mi Kiso Vi
ho , Kiam Mi kiso Vi
mi amas Vin, MIAN amon ,Mian vivon
 

+ نوشته شده در  7 Sep 2008ساعت   توسط ما | 

همین که بدانی سایه ات را به آفتاب نمی فروشم کافیست

دوستت دارم

اینجا را به دست تو تقدیم می کنم

می خواهم گاهی برایم بنویسی...

+ نوشته شده در  31 Aug 2008ساعت   توسط ما | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
آبان 1388
تیر 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM